لغت نامه دهخدا
پادشاهی راندن. [ دْ / دِ دَ ] ( مص مرکب ) سلطنت کردن: و چون او را وفات آمد دارا هنوز نزاده بود و مادرش پادشاهی میراند. ( ابن بلخی ).
پادشاهی راندن. [ دْ / دِ دَ ] ( مص مرکب ) سلطنت کردن: و چون او را وفات آمد دارا هنوز نزاده بود و مادرش پادشاهی میراند. ( ابن بلخی ).
( مصدر ) سلطنت کردن.
سلطنت کردن و چون او را وفات آمد دارا هنوز نزاده بود و مادرش پادشاهی می راند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فصل سوم- معرفت پادشاهی راندن حق تعالی.