لغت نامه دهخدا
ویولونیست. [ ی ُ ل ُ ]( فرانسوی، ص، اِ ) ویولون زن. ماهر در نواختن ویولون. رجوع به ویولون زن شود.
ویولونیست. [ ی ُ ل ُ ]( فرانسوی، ص، اِ ) ویولون زن. ماهر در نواختن ویولون. رجوع به ویولون زن شود.
کسی که ویولون می نوازد، ویلون زن.
(صفت اسم ) ویولون زن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دولاکروا در این نقاشی پاگانینی به جای اینکه به بازنمایی شکل عینی پاگانینی ویولونیست مشهور بپردازد، سعی کرده تا جوهر درونی موضوع را به نمایش بگذارد؛ او بر آن بوده تصویر موسیقی پاگانینی و به عبارت دیگر حقیقت ذهنی وی را ارایه کند.
💡 در اواخر قرن نوزدهم ویولونیست آوگوست ویلهلمی این قطعه را در دو ماژور بازنویسی کرد. به مرور زمان، قطعه در حالت دو ماژور طرفداران بیشتری از قطعه در ر ماژور پیدا کرد.