لغت نامه دهخدا
واجب العرض. [ ج ِ بُل ْ ع َ ] ( ع ص مرکب ) مطلب مهمی که اظهار آن لازم بود. ( ناظم الاطباء ). در تداول مردم واجب العرضم یعنی مطلب مهمی دارم. || کسی که دارای چنین مطلبی باشد. ( ناظم الاطباء ): و کشیک خانه در دولت خانه را به جهت دیوان وزراء اعظم بنا گذاشته اند که عامه خلایق واحب العرض، خود را به خدمت وزراء اعظم عرض توانند نمود. ( تذکرةالملوک چ 2 ص 6 ).