واجب العرض

لغت نامه دهخدا

واجب العرض. [ ج ِ بُل ْ ع َ ] ( ع ص مرکب ) مطلب مهمی که اظهار آن لازم بود. ( ناظم الاطباء ). در تداول مردم واجب العرضم یعنی مطلب مهمی دارم. || کسی که دارای چنین مطلبی باشد. ( ناظم الاطباء ): و کشیک خانه در دولت خانه را به جهت دیوان وزراء اعظم بنا گذاشته اند که عامه خلایق واحب العرض، خود را به خدمت وزراء اعظم عرض توانند نمود. ( تذکرةالملوک چ 2 ص 6 ).

فرهنگ عمید

۱. ویژگی کسی که مطلبی دارد و واجب است به عرض برساند.
۲. ویژگی مطلبی که باید به عرض برسد.

فرهنگ فارسی

۱ - کسی مطلبی دارد که لازم است بعرض مخدوم یا بزرگی برساند: قربان. واجب العرضم ۲ ٠- مطلبی که باسد بعرض برسد: دارم دو سه حرف واجب العرض هر چند جای این بیانست ٠ ( وحشی بافقی )
مطلب مهمی که اظهار آن لازم بود در تداول مردم واجب العرضم یعنی مطلب مهمی دارم.

جمله سازی با واجب العرض

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دارم دو سه حرف واجب العرض هر چند نه جای این بیان است

خوار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
هوابد یعنی چه؟
هوابد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز