هم سفری

مترادف‌ها

هم‌سفر، همراه

متضادها

بیگانه، غریبه

فرهنگستان زبان و ادب

{group riding} [حمل ونقل درون شهری-جاده ای] سفر با یک وسیلۀ نقلیه همراه با هم و با مبدأ و مقصد مشترک

جمله سازی با هم سفری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 خوش است هم سفری با تو، خاصه آن وقتی که گر بروم روم، یا به چین، تو باشی و من

💡 فریاد که جز اشک شب و آه سحرگاه اندر سفر عشق مرا هم سفری نیست

💡 در طلب تو چون کند طی مکان عشق دل هم سفری کجا رسد عقل شکسته پای را

💡 تجربه یک هم‌سفری طولانی در مسیر جاده‌های کوهستانی، باعث شد تا من و دوست جدیدم پیوند عمیق و دوستی بسیار نزدیک‌تری با یکدیگر برقرار کنیم.

💡 انتخاب یک هم‌سفری با روحیه ماجراجو و علاقه‌مند به طبیعت، می‌تواند کیفیت سفر و لذت بردن از مناظر بکر را به شدت افزایش دهد.

💡 گاهی اوقات در طول یک هم‌سفری دشوار، پیدا کردن فردی که در شرایط سخت از شما حمایت کند، ارزشمندترین دارایی در تمام آن مسیر است.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران