هرزه بیان
مترادفها
پرگو، وراج، زبانباز
متضادها
باوقار، خویشتندار، رازدار
لغت نامه دهخدا
هرزه بیان. [ هََ زَ /زِ ب َ ] ( ص مرکب ) آن که سخنان ناپسند بر زبان راند و بدین کار خو گرفته باشد. ( یادداشت به خط مؤلف ).
جمله سازی با هرزه بیان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 خلقی ز فکر هرزه بیان پیش میبرد نازد پدر به شهرت فرزند ناخلف