لغت نامه دهخدا
هرز رفتن. [ هََ رَ ت َ ] ( مص مرکب ) هدر رفتن. تلف شدن. مقابل هرز دادن. ( یادداشت به خط مؤلف ). در اراک اگر آب زمین زراعتی بر اثر خراب شدن سد و بند به خارج جریان یابد گویند آب هرز رفت. ( از حاشیه برهان چ معین ).
هرز رفتن. [ هََ رَ ت َ ] ( مص مرکب ) هدر رفتن. تلف شدن. مقابل هرز دادن. ( یادداشت به خط مؤلف ). در اراک اگر آب زمین زراعتی بر اثر خراب شدن سد و بند به خارج جریان یابد گویند آب هرز رفت. ( از حاشیه برهان چ معین ).
(مصدر ) ۱- خارج شدن آب اززمین زراعیت وجریان یافتن آن درجایی که مورداستفاده نباشد. ۲- هدررفتن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عدم توزیع و پراکنش مناسب آن، سیلابهای مخرب، هرز رفتن آب رودخانهها و ریزش آنها به دریا قبل از استفاده بهینه برای مصارف کشاورزی باعث بروز حجم عظیمی از مشکلات و گرفتاریها شده که کشاورزی منطقه را به شدت تحت الشعاع قرار دادهاست.