لغت نامه دهخدا
نیرنگ باز. [ ن َ / ن ِ رَ ] ( نف مرکب ) ساحر. جادوگر. ( یادداشت مؤلف ). || چشم بند. حقه باز. مشعبد. ( یادداشت مؤلف ). || مکار. حیله گر. ( فرهنگ فارسی معین ).
نیرنگ باز. [ ن َ / ن ِ رَ ] ( نف مرکب ) ساحر. جادوگر. ( یادداشت مؤلف ). || چشم بند. حقه باز. مشعبد. ( یادداشت مؤلف ). || مکار. حیله گر. ( فرهنگ فارسی معین ).
حقه باز، حیله گر.
( صفت ) ۱ - ساحر جادو گر. ۲ - حقه باز مشعبد ۳ - مکار حیله گر.
💡 دل آسوده آن دیو نیرنگ باز برانگیخت توسن پی ترکتاز
💡 دزد شیره، یاسی نیرنگ باز کرد گردن را ز لای در دراز
💡 آنکه بیرنگ زد ترا نیرنگ باز نستاند از تو هرگز رنگ
💡 چشم نیرنگ باز پی مرود شد سیه در ازل بکحل ابد
💡 که در دوزخ آن دیو نیرنگ باز به راه تو دارد دو بیننده باز