نرم بر

لغت نامه دهخدا

نرم بر. [ ن َ ب ُ ] ( اِ مرکب ) نام افزاری است درودگران را و آهنگران را. || ( نف مرکب ) کنایه از مردم چاپلوس و حیله ور. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). سخت مکار و حیله گر که کارها به نهانی کند. تودار. گربز. محیل. مکار. آب زیرکاه. نرمه بر. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به نرمه بر شود.

فرهنگ عمید

از ابزار نجاری.

فرهنگ فارسی

نام افزاری است درود گان و آهنگران را تودار مکار.

جمله سازی با نرم بر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از کمان نرم بر من زور چندین می رود شیشه جانی های من دارد شلایین سنگ را

💡 یکی گرز زد بر سرش پهلوان که شد نرم بر دشت کین استخوان

💡 سمند نوندش همی راند نرم بر او بر همی آفرین خواند گرم

💡 سازگاری با گرانجانان نمی آید زمن نرم بر خود سنگ را چون مومیایی چون کنم

💡 با دولت تو سندان چون موم شود نرم بر دشمن تو موم شود سخت چو سندان

💡 گرچه در آتش کرد تیزها ولیکن نرم نرم بر سر این تندمشرب جای، خاکستر گرفت