نامیسر
مترادفها
دشوار، سخت، ناگشودنی
لغت نامه دهخدا
نامیسر. [ م ُ ی َس ْ س َ ] ( ص مرکب ) محال. چیزی که ممکن و میسر نباشد. نایاب. ( ناظم الاطباء ). نامقدور.
فرهنگ عمید
آنچه ممکن و میسر نباشد.
فرهنگ فارسی
محال. چیزی که ممکن و میسر نباشد
جمله سازی با نامیسر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یک روز کارهای میسر مرام بود امروز نامیسر و مشکل میسر است