نازنین چهر
مترادفها
زیباروی، خوشچهره، خوشصورت
متضادها
زشتچهره، بدقیافه
لغت نامه دهخدا
نازنین چهر. [ زَ چ ِ ] ( ص مرکب ) که چهری لطیف و زیبا دارد. زیبارخ. زیبارو:
پدر گفتش ای نازنین چهر من
که شوریده داری دل از مهر من.سعدی.
فرهنگ فارسی
( صفت ) آنکه چهره ای لطیف و زیبا دارد زیبارو.
فرهنگ اسم ها
اسم: نازنین چهر (دختر) (فارسی)
معنی: دارای صورتی ظریف، زیبا و دوست داشتنی
جمله سازی با نازنین چهر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پدر گفتش ای نازنین چهر من که داری دل آشفتهٔ مهر من
💡 که می گفت آن آب با گل سخن که ای نازنین چهر نازک بدن