نازل کردن

لغت نامه دهخدا

نازل کردن. [ زِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) به پائین آوردن. ( ناظم الاطباء ). فروفرستادن. || وحی فرستادن خدا بر پیغمبر خود. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - از بالا بپایین آوردن. ۲ - پست کردن.۳ - وحی فرستادن.

جمله سازی با نازل کردن

💡 حکومت برای سرکوب اعتراضات از ترفندهایی همچون رعب و تهدید، پرونده‌سازی، اعترافات تلویزیونی، بازی‌های رسانه‌ای، تحقیر و تمسخر، نازل کردن خواسته‌های معترضان به تمایلات جنسی و هیجانی استفاده می‌کند.