نادانا
مترادفها
نادان، بیسواد، بیاطلاع
متضادها
دانا، عاقل، خردمند
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی نَادَانَا: ما را ندا داد - ما را صدا زد (ندا به معنای صدا زدن و خواندن با صدای بلند است )
ریشه کلمه:
نا (۱۱۸۲ بار)ندو (۵۳ بار)ندی (۵۳ بار)
جمله سازی با نادانا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 وَ لَقَدْ نادانا نُوحٌ خواند ما را نوح، فَلَنِعْمَ الْمُجِیبُونَ (۷۵) ای نیک پاسخ کنندگان که ما بودیم او را!
💡 پند دانا گیر زیرا کار نادانا بود یوسف ازچه برگشیدن پس به زندان داشتن
💡 آن فرد نادانا بدون اینکه از عواقب جبرانناپذیر تصمیم خود آگاه باشد، اقدام به تخریب بخشی از میراث فرهنگی باستانی منطقه نمود.
💡 برخورد نادانا و بیدانش با مسائل پیچیده حقوقی، منجر به خسارات مالی سنگینی شد که سالها طول کشید تا بتوان آنها را جبران کرد.
💡 او مانند یک نادانا در میان بحثهای علمی شرکت میکرد و بدون داشتن هیچ پایه و اساس منطقی، نظرات خود را تحمیل میکرد.