ناخن زن

لغت نامه دهخدا

ناخن زن. [ خ ُ زَ ] ( نف مرکب ) مؤثر در مزاج. ( آنندراج ). مؤثر. اثربخش:
به صانعی که بمنقار عندلیب بهار
نمود تعبیه چندین نوای ناخن زن.طالب آملی ( از آنندراج ).|| ( اِ مرکب ) وسیله زدن و کوتاه کردن ناخن. ناخن چین. ناخن گیر.

فرهنگ فارسی

۱ - ( صفت ) آنکه بچیزی ناخن زند. ۲ - موثر اثربخش: بصانعی که بمنقارعندلیب بهار نمود تعبیه چندین نوای ناخن زن. ( طالب آملی ) ۳ - ( اسم ) ناخن برا.

جمله سازی با ناخن زن

💡 دیگر از پرده برون نغمه طنبور آمد باز ناخن زن دلهای پر از شور آمد

💡 چشم هوس از جنبش مژگان تو بستیم ناخن زن داغ جگری راچه کند کس ؟

عجوزه یعنی چه؟
عجوزه یعنی چه؟
تسخیر یعنی چه؟
تسخیر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز