نابرداری
متضادها
بردباری، صبر، شکیبایی
لغت نامه دهخدا
نابرداری.[ ب ُ ] ( حامص مرکب ) بی صبری. ناشکیبائی. ( ازناظم الاطباء ). || ناچاری. لاعلاجی. ( ناظم الاطباء ).
جمله سازی با نابرداری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دلم بر رنج نابرداری فرهاد می سوزد خداوندا بیامرز آن شهید امتحانی را