لغت نامه دهخدا
مژه دار. [ م ُ / م ِ ژَ / ژِ ] ( نف مرکب ) دارای مژه. دارنده مژه. || مژکدار. رجوع به مژکدار شود.
مژه دار. [ م ُ / م ِ ژَ / ژِ ] ( نف مرکب ) دارای مژه. دارنده مژه. || مژکدار. رجوع به مژکدار شود.
دارای مژه
{ciliate} [زیست شناسی- علوم گیاهی] ویژگی برگی که حاشیه ای با شرّابۀ کرکی داشته باشد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به دلیل متفاوت بودن شکل سلولهای هسته آنها در چند سطح قرار میگیرند. مانند مخاط نای که منشوری مطبق کاذب مژه دار است.