مدح گر

لغت نامه دهخدا

مدحگر. [ م َ گ َ ] ( ص مرکب ) مداح:
خاطر خاقانی است مدحگر خاص تو
یاور خاقان چین شفقت عام تو باد.خاقانی.خاطر خاقانی است مدحگر مصطفی
زآن ز حقش بی حساب هست عطا در حساب.خاقانی.رجوع به مدح شود.

فرهنگ عمید

= مدیحه سرا

فرهنگ فارسی

( صفت ) مدح کننده ستایشگر مداح: خاطر خاقانی است مدح گر مصطفی زان ز حقش بی حساب هست عطا در حساب. ( خاقانی )

جمله سازی با مدح گر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پیش تو ای صبا، چه گویم مدح گر توانی ادا کنی آن را

لاشی یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز