مثاقیل

لغت نامه دهخدا

مثاقیل. [ م َ ] ( ع اِ ) ج ِ مثقال. ( منتهی الارب )( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ): مثاقیل حسنات به ثواب آن گرانبار گردد. ( ترجمه تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 320 ). || مؤنت. القی علیه مثاقیله؛ یعنی مؤنت خواست از وی و انداخت بروی مؤنت خود. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ عمید

= مثقال

جمله سازی با مثاقیل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خواست چندان زر تمام عیار که مثاقیل آن رسد به هزار

کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
با دقت یعنی چه؟
با دقت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز