ساربانی

لغت نامه دهخدا

ساربانی. ( حامص مرکب ) عمل ساربان. حرفه ساربان. ساربان بودن. ساربانی کردن. حفاظت شتر کردن. صاحب و مالک شتر بودن. نگاهداری شتر کردن. ساروانی. شتربانی. اشترداری. جمالی. رجوع به ساربان شود.

فرهنگ فارسی

شتربانی ساروانی.

جمله سازی با ساربانی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در این صحرا گذر افتاد شاید کاروانی را پس از مدت شنیدم نغمه های ساربانی را

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
ایده آل یعنی چه؟
ایده آل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز