غبار خاطر

مترادف‌ها

آشفتگی، پریشانی، دغدغه، دل‌شوره

لغت نامه دهخدا

غبار خاطر. [ غ ُ رِ طِ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) غبار دل. مجازاً به معنی آزردگی خاطر:
چنان بزی که اگر خاک ره شوی کس را
غبار خاطری از رهگذار ما نرسد.حافظ.- غبار بر خاطر ماندن؛ رنجیدگی و کدورت در خاطر یا دل ماندن:
عاقبت از ما غبار ماندو زنهار
تا ز تو بر خاطری غبار نماند.سعدی.و رجوع به غبار دل و غبار بر دل نهادن شود.

فرهنگ فارسی

غبار دل مجازا بمعنی آزردگی خاطر

جمله سازی با غبار خاطر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 گردبادم جلوه دارد بر لب، از بس ناله‌ام از غبار خاطر امشب خاک بر سر می‌کند

💡 اشک از غبار خاطر من در کنار بحر ریگ روان به دامن صحرا شمرده است

💡 مارا مدام ذوق اسیری فکنده است ورنه غبار خاطر ما آب ودانه نیست

💡 بی‌تو تا ره بر غبار خاطر غمناک کرد نالة من خاک‌ها در کاسة افلاک کرد

💡 از گریه دیده رفته زدست و بدست نیست غیر از غبار خاطر تا توتیا کنم

💡 در آسمان بنشیند به خاک، تیر شهاب چنین بلند شود گر غبار خاطر من

💡 گاهی اوقات تجربیات تلخ گذشته مانند یک غبار خاطر بر ذهن ما می‌نشیند و مانع از آن می‌شود که بتوانیم با شادی به زندگی ادامه دهیم.

💡 او سعی داشت با مطالعه کتاب‌های فلسفی، تمام آن غبار خاطر و افکار منفی را که در ذهنش انباشته شده بود، به طور کامل پاک کند.

💡 شاعر در اشعار خود به زیبایی از غبار خاطر سخن می‌گوید تا نشان دهد که چگونه مشکلات روزمره می‌توانند آرامش روانی انسان را از بین ببرند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران