شارعی

لغت نامه دهخدا

شارعی. [ رِ ] ( اِخ ) مکنی به ابوالقاسم، از حکمای اواخر قرن هفتم مقیم مصر و معاصر سلطان صلاح الدین ایوبی است. وی با کتب و آثار ابونصر فارابی آشنایی و الفت داشت. موفق الدین عبداللطیف البغدادی در مصر با وی ملاقات نمود و شیفته فضیلت و سیرت و قوت استدلال وی گردید. شارعی مدتی شب و روز در ملازمت این موفق الدین بود و در همین اوان به مرض ذات الجنب مبتلا شد. ( از عیون الانباء ج 2 صص 205 - 207 ).

فرهنگ فارسی

مکنی به ابوالقاسم از حکمای اواخر قرن هفتم مقیم مصر و معاصر سلطان صلاح الدین ایوبی است.

جمله سازی با شارعی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در شارعی منزل گزین کآنجاست از شاهی دفین کز خاک پاک او زمین فخر آورد بر آسمان

💡 شیخ گرگانی مگر آن شمع شرع میشد اندر شارعی با جمع شرع

💡 هر لحظه کوچه قلمم بسته می شود تنگست شارعی که گذرگاه لشگرست

💡 به شارعی که نمایان شود ز هیبت او بیفکنند ز ارحام مادران اطفال

💡 شدی و بیتو بهر شارعی که بگذشتم ز دود سینه هوا بر سرم ببست شِراع