شانه گردانی

لغت نامه دهخدا

شانه گردانی. [ ن َ / ن ِگ َ ] ( حامص مرکب ) اعراض. سرپیچی. شانه کردن. ( از مجموعه مترادفات ص 44 ). عبارت از پشت گردانیدن یعنی روگردانی و اعراض کردن. ( از چراغ هدایت ):
انتقام دلشکستن مو بمو از وی کشید
زلف را نگذاشت عدلش شانه گردانی کند.صایب اصفهانی ( از بهار عجم ).رجوع به شانه گیری شود.

فرهنگ فارسی

اعراض سرپیچی

جمله سازی با شانه گردانی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 انتقام دل شکستن مو به مو از وی کشید زلف را نگذاشت عدلش شانه گردانی کند

سرزمین یعنی چه؟
سرزمین یعنی چه؟
کیک فنجانی یعنی چه؟
کیک فنجانی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز