لغت نامه دهخدا
طالع دون. [ ل ِع ِ ] ( ترکیب وصفی ) طالع نحس. طالعنگون. بخت بد: این چه بخت نگون است و طالع دون. ( گلستان ).
طالع دون. [ ل ِع ِ ] ( ترکیب وصفی ) طالع نحس. طالعنگون. بخت بد: این چه بخت نگون است و طالع دون. ( گلستان ).
طالع نحس طالع نگون بخت بد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رو قناعت گزین که طالع دون در دو گیتی است با عذاب الهون
💡 ناله هرچند غبار تنم از جا برداشت طالع دون نرسانید بدامان توام
💡 زبخت واژون و جوش گریه ز طالع دون و فرط زاری هجوم اشکم شب وصالت عجب که راه نبندد
💡 ای بخت زبون اینهمه کوتاهی چند ای طالع دون اینهمه پستی تا کی