لغت نامه دهخدا
زچه. [ زَ چ َ / چ ِ ] ( ص، اِ ) زن نوزای، لغتی ( لهجه ای ) است در زجه ( زنی که زاییده باشد تا چهل روز ). ( از آنندراج ) ( از برهان قاطع ) ( از ناظم الاطباء ). مخفف زاچه است. ( فرهنگ نظام ). عورت نوزاییده را گویند تا چهل روز. ( جهانگیری ). زن را گویند تا چهل روز. ( جهانگیری ). زن نوزاینده. ( غیاث اللغات ). نُفَساء. نَفْسا. نَفَساء. ( منتهی الارب ). خرسه، خرصه، خویاء، خویه، فئرة؛ طعام زن زچه. تفویر؛ فیره ساختن زچه را. ( از منتهی الارب ): خرس. خرص. خوی. فئر.
- زچه شدن؛ نفاسة. زایسپانی. رجوع به نفس و زایسپانی و زچکی شود.