واژه «شانهزن» در زبان فارسی به کسی گفته میشود که موها را شانه میکند، آنها را مرتب و آراسته میسازد و باعث زیبایی و نظم گیسوان میشود. این واژه از ترکیب «شانه» و «زن» ساخته شده است و در اصل به فردی اشاره دارد که با شانه کردن، موها را نرم، باز و منظم میکند تا آشفتگی و گرههای آن از میان برود. در گذشته، شانهزن بیشتر به آرایشگران یا افرادی گفته میشد که وظیفه پیرایش و آراستن موها را بر عهده داشتند و با دقت و مهارت، گیسوان را خوشحالت و زیبا میکردند. این اصطلاح در شعر و ادبیات فارسی نیز کاربرد فراوان داشته و شاعران برای توصیف زیبایی مو، زلف و آراستگی ظاهری از آن بهره بردهاند. در بسیاری از تعبیرهای ادبی، شانهزن نمادی از آراستگی، لطافت و رسیدگی به زیبایی ظاهری انسان به شمار میآید. افزون بر این معنای رایج، واژه شانهزن در برخی حرفهها و صنایع سنتی نیز کاربرد داشته است و به فردی گفته میشده که در بافتن گلیم، جاجیم یا در حلاجی پنبه از ابزاری شبیه شانه استفاده میکرده است. در این معنا، شانهزن تنها یک شخص نیست، بلکه گاهی به ابزار یا وسیلهای دارای دندانه نیز اشاره دارد که برای مرتب کردن الیاف، باز کردن تارها و آمادهسازی مواد به کار میرفته است. بنابراین، مفهوم اصلی این واژه به عمل نظم دادن، باز کردن، نرم کردن و آراستن مربوط میشود؛ خواه در زمینه مو و زیبایی انسان باشد و خواه در صنایع دستی و کارهای سنتی که به دقت و ساماندهی نیاز دارند.
شانه زن
لغت نامه دهخدا
شانه زن. [ ن َ / ن ِ زَ ] ( نف مرکب ) پیراینده موها بشانه است. ( از بهار عجم ). کسی که شانه میکند و مویهارا پرداز مینماید. ( ناظم الاطباء ). خوارکننده مو به شانه. شانه بر موی زننده. تا خوار و نرم شود و کرکی و گوریدگی برود و تارها از هم باز شود:
عنبربویش بصد تجمل
از شانه زنان زلف سنبل.محسن تأثیر ( از بهار عجم ).|| که شانه بر موی قرار دهد. که شانه بر گیسو قراردهد تا موی استوار ماند و زیبا نماید. || که در بافتن گلیم و جاجیم و یا حلاجی پنبه آلت چون شانه بکار دارد.
فرهنگ فارسی
پیراینده مو ها بشانه است خوار کننده مو به شانه.
جمله سازی با شانه زن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کم شانه زن بزلف دل زار عاشقان تا کی از این پریش وطن در بدر کنی
💡 چون نعش دیو را جوش کفن شد ظفر زلف علم را شانه زن شد
💡 ماشطهٔ حسن جمیلان فکر شانه زن زلف خیالات بکر