سلاح دار

لغت نامه دهخدا

سلاحدار. [ س ِ ] ( نف مرکب ) آنکه سلاح بتحویل و بعهده او باشد. ( آنندراج ). || سلاح بردار و کسی که ساز جنگ با خودبرداشته باشد. ( ناظم الاطباء ): و بدر حاجب سرای با سلاحداران گردبرگرد ایستاده. ( تاریخ بیهقی ).هشت غلام را از نزدیکتر غلامان هارون بفریفته اند چون سلاحدار و چتردار و علمدار. ( تاریخ بیهقی ). درمیان سلاحداران مرو و منشین. ( منتخب قابوسنامه ). و تبع و حشم و مفردان و سلاحداران. ( ترجمه محاسن اصفهان ص 50 ).

فرهنگ عمید

کسی که سلاح با خود دارد، دارندۀ سلاح، حامل سلاح، سلاحی.

فرهنگ فارسی

( صفت ) کسی که ساز جنگ را با خود دارد مسلح.

جمله سازی با سلاح دار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز رشگ حمله گرمش سلاح دار سپهر به جای تیغ ببستست بر میان زنار

ایده آل یعنی چه؟
ایده آل یعنی چه؟
بنگر یعنی چه؟
بنگر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز