ستم کشیده

لغت نامه دهخدا

ستم کشیده. [ س ِ ت َ ک َ / ک ِ دَ/ دِ ] ( ن مف مرکب ) ستم دیده. رنج دیده: 
هر یک چو غریب غم رسیده 
از راه زمان ستم کشیده.نظامی.

فرهنگ عمید

کسی که به او ظلم و ستم شده، مظلوم، ستمدیده.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - ستم دیده مظلوم. ۲ - محنت دیده رنج کشیده.

جمله سازی با ستم کشیده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 براه عشق فتادم ز پا، دویده دویده بجور خوی گرفتم ستم کشیده کشیده

💡 تیغ ستم کشیده به سر وقت من رسید الحق که در حقم کرم بی‌کرانه کرد

💡 کی مادر غم رسده من لیلای ستم کشیده من

💡 پشت هلال شد دوتا، از خم ابروان تو قامت خم گواه بس، بار ستم کشیده را

💡 هزار شکر که از رنج زندگی آسود وجود خسته و جان ستم کشیده من

💡 چرا غمش نکند بر من اعتماد که من ستم کشیده ولی مهربان غم دارم