ساحات
مترادفها
میدانها، حیاطها، عرصهها
لغت نامه دهخدا
ساحات. ( ع اِ ) میان سراها. ج ِ ساحة، ساحت. رجوع به ساحت و ساحة شود.
فرهنگ فارسی
میان سراها
جمله سازی با ساحات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 عدل و شوری بود کان ساحات را معمور کرد پور عفان را ستبداد از خلافت دور کرد
💡 هم چنان رفتیم تا ساحات ملک با یزید یافت از یمن قدوم شه شکوه و زیب و فر
💡 موجودیت ساحات و آثار ارزشمند تاریخی و باستانی در جوزجان مانند طلا تپه، یمشک تپه، بالاحصار شبرغان، مقبره حضرت ابن یمین شبرغانی، بقایای بنای تاریخی قلعه چغچی و بالاحصار آقچه گواه بر تاریخ غنی این ولایت میباشد.