لاه
لغت نامه دهخدا
( لاَّة ) لاَّة. [ ل َ ] ( ع اِ ) مؤنث لأی ̍ [ ل َ آ ]. ( منتهی الارب ). رجوع به لأی ̍ [ ل َ آ ] شود.
لاه. ( اِ ) لاس باشد که نوعی از بافته ابریشمی سرخ رنگ است. ( برهان ). لالس. ( جهانگیری ). لاس.
لاه. ( ع اِ ) اصل است مر جلاله را( نزد سیبویه )، الف و لام بر آن داخل کردند «اﷲ» و جانشین اسم علم شد، مانند عباس و حسن. ( منتهی الارب ).
فرهنگ عمید
= لاس۲
فرهنگ فارسی
( اسم ) نوعی ابریشم سرخ رنگ لاس.
تائ نیث لائ ی
جمله سازی با لاه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بابی مصدر الوجود و لو لاه لعادت ام القوابل نکلی