ماچ

لغت نامه دهخدا

ماچ. ( اِ ) بوسه. ( جهانگیری ). بوسه و قبله. ( ناظم الاطباء ). بوسه است که به عربی قُبله گویند. ( برهان ). بوسه و مصدر آن ماچیدن است. ( از آنندراج ). بوس. بوسه. قبله. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
- ماچ و بوسه؛ بوس. ماچ. بوسه ای چند.

فرهنگ معین

(اِ. ) بوسه، بوسه ای که معمولاً با صدا همراه است.،~ مالی کردن پیاپی بوسیدن.

فرهنگ عمید

بوسه.
* ماچ کردن: (مصدر متعدی ) [عامیانه] بوسیدن.

فرهنگ فارسی

بوسه، ماچ کردن: بوسیدن، ماچیدن هم گفته شده
( اسم ) بوسه: بازار ماچ و بوسه در ایام عید گرم است.

ویکی واژه

بوسه، بوسه‌ای که معمولاً با صدا همراه
~ مالی کردن پیاپی بوسیدن.

جمله سازی با ماچ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سعی ماچون شمع‌بیتاب هوای نیستی‌ست تا پر رنگی‌ست از خود می‌کند منقار ما

💡 بشد کشته آنجا مکوکال دیو که بد چین و ماچین از آن پرغریو

💡 چو دید آن که کردند ماچین تباه یکی نامه کرد او به طیهور شاه

💡 الماچار ۱۴٫۳ کیلومترمربع مساحت و ۱٬۹۱۵ نفر جمعیت دارد.

💡 سپه برگرفت و به کیماک شد از او مرز ماچین و چین پاک شد

💡 ز چین و ز ماچین برآورد پیش به آب اندرون مرد پاکیزه کیش

دولو یعنی چه؟
دولو یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز