لغت نامه دهخدا
( لاقطة ) لاقطة. [ ق ِ طَ ] ( ع ص، اِ ) خوار ناکس. ( للذکر و الانثی ). || لاقطةالحصی؛ سنگدان مرغ. فی المثل: لکل ساقطة لاقطة؛ ای لکل َ کلمة سقطت من فم نفس تسمعهافتلقطها فتذیعها؛ یعنی هر سخن را که از دهان برآید شنونده است که میشنود و شایع میکند. ( منتهی الارب ).