لغت نامه دهخدا
لافان. ( نف، ق ) لافنده. || در حال لافیدن.
لافان. ( نف، ق ) لافنده. || در حال لافیدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در سال ۱۹۱۰، کلی استاد کرسی ویلیام ام. لافان آشورشناسی و ادبیات بابلی در دانشگاه ییل شد. در سال ۱۹۰۹، جی. پیرپونت مورگان بودجه تأسیس مجموعه بابلی ییل را در دانشگاه ییل تأمین کرد. کلِی به عنوان اولین متصدی آن خدمت کرد، سمتی که تا زمان مرگش در سال ۱۹۲۵ حفظ شد.
💡 تلاش فکر ما را از سخن لافان چه می خواهی؟ قماش پرنیان، از بوریابافان چه می خواهی؟