لغت نامه دهخدا
قافیه گو. [ ی َ / ی ِ ] ( نف مرکب ) شاعر. ( دهار ). قافیه گوی:
قافله زن یاسمن و گل بهم
قافیه گو قمری و بلبل بهم.نظامی.
قافیه گو. [ ی َ / ی ِ ] ( نف مرکب ) شاعر. ( دهار ). قافیه گوی:
قافله زن یاسمن و گل بهم
قافیه گو قمری و بلبل بهم.نظامی.
شاعر قافیه گوی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شعری نپیر قافیه گو اندرین ردیف شعری نهاد مرتبه گیر اندر آسمان