غذاساز

غذاساز

لغت نامه دهخدا

غذاساز. [ غ ِ / غ َ ] ( نف مرکب ) غذاسازنده. آماده کننده غذا. مغذی:
من بر همه تن شوم غذاساز
چون قسم جگر بدو رسد باز.نظامی.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آماده کننده غذا تهیه کردن طعام.

دانشنامه عمومی

غذاساز یا چندکاره، دستگاهی برقی است که در آشپزی استفاده می شود. در این دستگاه یک تیغهٔ برنده توسط موتور الکتریکی به حرکت درآمده و موجب خرد و مخلوط شدن موادغذاییِ درون دستگاه می شود. این دستگاه برای اولین بار توسط یک فرانسوی در سال ۱۹۶۰ میلادی اختراع شده است. غذاساز یکی از کامل ترین و کاراترین وسایل پخت وپز آشپزخانه است که معمولاً قابلیت هایی مثل رنده، خردکن، مخلوط کن، آبمیوه گیر، آسیاب کن و آب مرکبات گیر دارد.

جمله سازی با غذاساز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 من بر همه تن شوم غذاساز خود قِسم جگر بدو رسد باز

💡 بادمجان‌های نمکی را از درازا برش داده و مدتی استراحت می‌دهیم به‌تدریج آب تلخ بادمجان‌ها فشرده و خارج شود. سپس آنها را در روغن سرخ کرده و در یخچال نگهداری می‌کنیم. آنها را با گردو، سیر، گشنیز، فلفل قرمز، نمک، شنبلیله و سرکه پر می‌کنیم. همه این مواد در غذاساز با آب مخلوط می‌شوند. سپس ادویه به این پوره اضافه می‌شود. توصیه می‌شود بادمجان‌های سرخ‌شده و مواد پر شده جداگانه خنک شوند و فقط چند ساعت پیش از سرو جمع شوند. در هر برش بادمجان‌ها یک لایه چاشنی قرار داده می‌شود و سپس محکم جمع می‌شود. بادریجانی را می‌توان با پیاز قرمز، گشنیز یا دانه انار تزئین کرد.

امجق یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز