لغت نامه دهخدا
غجک. [ غ ِ ج َ ] ( اِ ) در انجمن آرا آمده: غجک، ساز معروف به کمانچه و آن را غژه نیز گفته اند. ولی در فرهنگهای دیگر غچک به جیم فارسی آمده، و صاحب انجمن آرا خود نیز در کلمه غژک به جیم فارسی آورده. رجوع به غچک شود.
غجک. [ غ ِ ج َ ] ( اِ ) در انجمن آرا آمده: غجک، ساز معروف به کمانچه و آن را غژه نیز گفته اند. ولی در فرهنگهای دیگر غچک به جیم فارسی آمده، و صاحب انجمن آرا خود نیز در کلمه غژک به جیم فارسی آورده. رجوع به غچک شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون غجک دم به دم آید ز دلم نالهٔ زار تیر عشق از رگ جان بس که دمادم گذرد