عدل ورزی
مترادفها
عدالت، دادگری، انصاف
متضادها
ظلم ورزی، بیعدلی
لغت نامه دهخدا
عدل ورزی. [ ع َ وَ ] ( حامص مرکب ) دادگری.
فرهنگ فارسی
دادگری
جمله سازی با عدل ورزی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اگر تو عدل ورزی زنده باشی میان عارفان فرخنده باشی
💡 اگر تو عدل ورزی همچو خورشید جهانی عمر تو خواهند جاوید