لغت نامه دهخدا
عدل فرمایی. [ ع َ ف َ ] ( حامص مرکب ) عمل عدل فرمای. دادگری: سنت او عدل فرمایی و سیرت او مملکت آرایی. ( سندبادنامه ص 250 ).
عدل فرمایی. [ ع َ ف َ ] ( حامص مرکب ) عمل عدل فرمای. دادگری: سنت او عدل فرمایی و سیرت او مملکت آرایی. ( سندبادنامه ص 250 ).
عمل عدل فرمای دادگری: سنت او عدل فرمایی و سیرت او مملکت آرایی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بضاعتی نه سزاوار حضرت آوردیم مگر به عین عنایت قبول فرمایی
💡 چه فرمایی دلی با این خرابی کنم با اژدهایی همنقابی
💡 چون شمع اگر سرم ز تن بربایی همچون قلم آن کنم که تو فرمایی
💡 بردارم دل گر از جهان فرمایی فرمان برم ار سود و زیان فرمایی
💡 شهریارا گر تو فرمایی بدین حضرت رسد هر هنرمندی که در ایران و در توران بود
💡 که از عتاب عنان سوی عفو فرمایی کنون که رفت ز اندازه مالش بنده