صحبان

لغت نامه دهخدا

صحبان. [ ص ُ ] ( ع اِ ) ج ِ صاحب. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

۱ - معاشر همصحبت همنشین یار جمع اصحاب صحاب غ صحابه صحبان صحب. ۲ - همراه همسفر. ۳ - خداوند چیزی مالک: صاحب ملک صاحب خانه. ۴ - وزیر خواجه. ۵ - عنوانی که در ممالک اطراف ایران به انگلیسیان معنون و سپس بخارجیان داده اند. توضیح این کلمه با بسیاری از کلمات دیگر ترکیب اضافی شود و غالبا به فک اضافه آید. یا صاحب احداث. رئیس نظمیه رئیس شهربانی. یا صاحب جزیره. ( اسماعلیان ) رئیس دعوت اسماعلیه در هر جزیره. یا صاحب جوزا. عطارد ( زیرا برج جوزا خانه اوست ).

جمله سازی با صحبان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آنکه ز راه سخن فصحت صحبان شکست وآنکه به حسان مرا نسبت او عار شد

شارلوت یعنی چه؟
شارلوت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز