شیرین کاری
شیرین کاری به معنای انجام فعالیتها یا رفتارهای خندهدار، بامزه و سرگرمکننده است که با هدف ایجاد شادی و تفریح برای دیگران انجام میشود. این اصطلاح به خصوص در زبان محاورهای و فرهنگی ایرانی به کار میرود و میتواند شامل فعالیتهای مختلفی باشد.
کاربردها
در جمعهای دوستانه: در مجالس و مهمانیها، افراد ممکن است به شیرین کاری بپردازند تا جو را شادابتر کنند و دیگران را بخندانند.
در هنر و کمدی: هنرمندان و کمدینها از تکنیکهای شیرین کاری برای جلب توجه و ایجاد خنده در مخاطبان استفاده میکنند.
انواع شیرینکاری
لفظی: شامل جملات بامزه، بازی با کلمات و شوخیهای زبانی.
حرکتی: شامل حرکات بدنی بامزه، تقلید و رفتارهای غیرمعمول.
تصویری: مانند کاریکاتورها و تصاویر خندهدار که به نحوی طراحی شدهاند که مخاطب را بخندانند.
تأثیرات شیرین کاری
افزایش شادابی: این عمل میتواند به افزایش شادابی و نشاط در جمع کمک کند و فضایی مثبت ایجاد کند.
تقویت روابط: این نوع رفتارها میتوانند به تقویت روابط اجتماعی و دوستیها کمک کنند و احساس نزدیکی بیشتری میان افراد ایجاد کنند.
مترادفها
قنادی، شیرینیپزی
لغت نامه دهخدا
شیرین کاری. ( حامص مرکب ) عمل و صفت و حالت شیرین کار. ( یادداشت مؤلف ). شعبده بازی. ( ناظم الاطباء ) ( فرهنگ فارسی معین ). || سخنان لطیف و طرفه گفتن. ( فرهنگ فارسی معین ). || چاپلوسی. || مسخرگی. || سرانجام کاری بخوبی. ( ناظم الاطباء ).کار را به وجه احسن انجام دادن. ( غیاث ). هنرنمایی. کار جالب توجه کردن. ( فرهنگ فارسی معین )
فرهنگ عمید
کار جالب توجه کردن، هنرنمایی.
فرهنگ فارسی
۱ - هنر نمایی کاری جالب توجه کردن. ۲ - سخنان لطیف و طرفه گفتن. ۳ - شعبده بازی حقه بازی.
دانشنامه آزاد فارسی
اصطلاحی در ورزش باستانی. تناسب حرکات در چرخ زدن، میل بازی و عملیاتی که جنبۀ آکروباتیک دارد و مخصوص جوانان است؛ مانند: پشتک و واروزدن در کف گود یا از لب گود به عمق گود؛ بلند شدن روی دست و راه رفتن با دست؛ درو کردن روی تختۀ شنا. بین شیرین کار و پهلوان فرق بسیار است، زیرا به ندرت افرادی یافت می شدند که هم شیرین کار و هم پهلوان بوده باشند.
جمله سازی با شیرین کاری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 کیمیایی است قناعت که به شیرین کاری خاک را در دهن مور شکر ساخته است
💡 حیف فرهاد که با آنهمه شیرین کاری شد به خواب عدم از تلخی افسانه عشق
💡 دگر عاشق به شیرین کاری صنعت چه دل بندد؟ که شیرین دهان تیشه فرهاد ازخونش