شمشیرگر

مترادف‌ها

شمشیرزن، جنگجو

لغت نامه دهخدا

شمشیرگر. [ ش ِ / ش َ گ َ ] ( ص مرکب ) کسی که شغل و کار او ساختن شمشیر است. ( ناظم الاطباء ). شمشیرساز. سیاف. طباع. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به شمشیرساز شود.

فرهنگ عمید

= شمشیرساز

فرهنگ فارسی

( صفت ) کسی که شغل وی ساختن شمشیر است.

جمله سازی با شمشیرگر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 دلبر شمشیرگر با من شبی شد میهمان خانه من آمد و واکرد شمشیر از میان

💡 آن بت شمشیرگر ما را به خود همدم نکرد ریخت خون عشقبازان را و ابرو خم نکرد

💡 دلبر شمشیرگر تیغ جفا بر سر براند گردن کج کرده ام را در پهلو نشاند

💡 به شمشیرگر چون شوم سینه صاف؟ که در بند می خواهدم چون غلاف

💡 مرد شمشیرگر دلیل عناست همچو آن تیرگر که تیرآراست

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران