ستاره وار
مترادفها
ستارهگون، ستارهنما، درخشان
فرهنگستان زبان و ادب
{asteroid} [ریاضی] درون چرخ زادی که قطر دایرۀ ثابت آن چهاربرابر قطر دایرۀ غلتان است
جمله سازی با ستاره وار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 چراغ وارم از آن پس اگر کشند رواست ستاره وار چو با مه شبی بروز آرم
💡 زان ستاره ره توان بردن سوی لهو و سرور زانکه می تابد ستاره وار از نزدیک و دور
💡 او همچون مهر کرده غروب و ستاره وار ما را سپید در ره او چشم انتظار
💡 سپهر رنگین زو گشت کوه سیم اندود ستاره وار روان بر سپهر رنگین رنگ
💡 جسمت چو آفتاب و، به گردت ستاره وار زن های سال خورده و، اطفال خردسال
💡 قیامت است در آن انجمن که عارض او ز می فروزد و ریزد ستاره وار سپند
💡 در آن شب تاریک و بیماه، آسمان با درخشش ستارههای بسیار ریز و ستاره وار، منظرهای بسیار زیبا و خیرهکننده پدید آورده بود.
💡 نویسنده در این داستان کوتاه، شخصیت اصلی را با ویژگیهای اخلاقی بسیار ستاره وار و درخشان در میان دوستانش توصیف کرده است.
💡 نگاه او به دنیای اطراف، مانند ستاره وار و درخشان در دل تاریکی، همواره امید و روشنایی را برای اطرافیانش به ارمغان میآورد.