ساحرات

مترادف‌ها

جادوگران

لغت نامه دهخدا

ساحرات. [ ح ِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ ساحرة. رجوع به ساحرة شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) مونث ساحر زن جادوگر جمع ساحرات سواحر.

جمله سازی با ساحرات

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 می‌دمند اندر گره آن ساحرات الغیاث المستغاث از برد و مات

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران