ماصل
لغت نامه دهخدا
ماصل. [ ص ِ ] ( ع ص ) اسم فاعل از مَصل و مصول. ( از اقرب الموارد ). || اندک از دهش. ( منتهی الارب ). اندک از عطا ودهش. ( ناظم الاطباء ). عطای اندک و گویند «اعطاه عطاءماصلا». ( از اقرب الموارد ). || اندک از شیر. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
جمله سازی با ماصل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بیا که اماده ایش با ماصل دخیلت خانم جان نبا تو ماطل