ماده طبع

لغت نامه دهخدا

ماده طبع. [ دَ / دِ طَ ] ( ص مرکب ) زن صفت. مانند زن سست عهد و پیمان شکن. که طبع زنان دارد:
نیک داند که فحل دورانم
دلم از چرخ ماده طبع فگار.خاقانی.عجب ترسانم از هر ماده طبعی
اگرچه مبدع فحلم در این فن.خاقانی.

فرهنگ فارسی

زن صفت مانند زن سست عهد و پیمان شکن

جمله سازی با ماده طبع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نیک داند که فحل دورانم دلم از چرخ ماده طبع افکار

💡 ز انقلاب روزگار چون زغن نر ماده طبع این زمانم بر کلوخ ملک بنشیند کلاغ

💡 کار دلم تو ساز که ایام ماده طبع از زادن فراغت دلها سترون است

هیت یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز