لغت نامه دهخدا
لاکلام. [ ک َ ] ( ع ص مرکب، ق مرکب ) ( از: لا به معنی نه + کلام به معنی سخن ) بدون حرف. بی سخن. بی گفتگو: به میل تمام و رغبت لاکلام اظهار فرمود. ( حبیب السیر ج 3 ص 2 ).
لاکلام. [ ک َ ] ( ع ص مرکب، ق مرکب ) ( از: لا به معنی نه + کلام به معنی سخن ) بدون حرف. بی سخن. بی گفتگو: به میل تمام و رغبت لاکلام اظهار فرمود. ( حبیب السیر ج 3 ص 2 ).
بی گفتگو بی سخن: و فراست و امانت و دیانت و انصاف لا کلام داشت.
بمعنی بدون حرف. بی سخن
💡 پاکبازان محو را نبود باقی لاکلام خاموشی