لاوا
مترادفها
گدازه
لغت نامه دهخدا
لاوا. [ وَل ْ لاه ] ( ع ق مرکب ) نه بخدا. نه سوگند با خدای. قید نفی است بجای هرگز و ابداً:
هرچه در شرط جوانمردی باشد بدهد
هیچکس دیده جوانمرد چنین، لاواﷲ.فرخی.لاواﷲ کاین بساط معمور
نطعی است که نیست قطع ازو دور.نظامی.سرو می گفت که من همسر بالای توام
گفت گل قد تو و قامت او لاواﷲ.نجیب الدین جرفادقانی.کسی آزار درویشان تواند جست لاواﷲ
که گر خود زهر پیش آری بود حلوای درویشان.سعدی.مگر آن درم ها را دزد برد؟ گفت لاواﷲ بدرقه برد. ( گلستان ).
جمله سازی با لاوا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 زنگ زرین یک اندیس فلزی است که در حوالی شهر سردونیه استان کرمان قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، مس است. سنگ میزبان این اندیس لاوا آندزیتی، بازالتی، توف است و دیرینگی آن به دوران کرتاسه میرسد.
💡 از فیلمهای معروف او میتوان به بازی در فیلم لاوا کوسا، دختر همسایه و بیگناه اشاره کرد.
💡 جریانهای داغ لاوا که از دهانه آتشفشان به بیرون میریزند، میتوانند با سرعت بسیار بالا تمام پوشش گیاهی اطراف را به آتش بکشند.
💡 مطالعه رفتار لاوا در هنگام خروج از زیر زمین، به دانشمندان کمک میکند تا پیشبینیهای دقیقتری از احتمال وقوع فورانهای آتشفشانی انجام دهند.
💡 سنگهای آتشفشانی که از انجماد سریع لاوا در اثر تماس با آب یا هوا شکل میگیرند، ویژگیهای شیمیایی بسیار منحصر به فردی دارند.