لغت نامه دهخدا
لالم. [ ل َ] ( اِخ ) نام دهی جزء دهستان گسکرات بخش صومعه سرا شهرستان فومن واقع در 17 هزارگزی شمال باختری صومعه سرا. دارای 619 تن سکنه. ( فرهنگ جغرافیائی ایران ج 2 ).
لالم. [ ل َ] ( اِخ ) نام دهی جزء دهستان گسکرات بخش صومعه سرا شهرستان فومن واقع در 17 هزارگزی شمال باختری صومعه سرا. دارای 619 تن سکنه. ( فرهنگ جغرافیائی ایران ج 2 ).
نام دهی جزئ دهستان گسکرات بخش صومعه سرا شهرستان فومن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گر کمال احمدی لالم نکردی گفتمی اکمل از پیغمبرانت در ره دین پروری
💡 من که لالم کی توانم شرح این دادن تمام لال می گردد فصیحان را زبان زین واقعه
💡 از تو ای ناهید گفتارم نوای تازه داشت وز حسد ای چرخ چون یعقوب لالم کردهای!
💡 گر پریشان حالم او داند لسان حال را ورچو سوسن لالم او داند زبان لال را
💡 ننگ مستی تا به کی قدر کمالم بشکند نام توبه در دهن چون حرف لالم بشکند
💡 در عرض غمت پیکر اندیشه لالم پا تا سرم انداز بیانست و بیان نیست