لاثم

لغت نامه دهخدا

لاثم. [ ث ِ ] ( ع ص ) کوبنده و شکننده. || بوسه دهنده. || آنکه دهان بندد. ( منتخب اللغات ).

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] ریشه کلمه:
اثم (۴۸ بار)ل (۳۸۴۲ بار)

جمله سازی با لاثم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 أَ لا یَظُنُّ أُولئِکَ أَنَّهُمْ مَبْعُوثُونَ لِیَوْمٍ عَظِیمٍ هذا الکلام تعظیم لاثم المطفّف و تشدید، و هذا الظّنّ یقین و المعنی: الا یستیقن «اولئک» الّذین یفعلون ذلک. أَنَّهُمْ مَبْعُوثُونَ لِیَوْمٍ عَظِیمٍ ای لمجی‌ء یوم عظیم، و هو یوم القیامة. و قیل: معناه انّهم لو ظنّوا انّهم یبعثون ما نقصوا فی الکیل و الوزن. و قیل: کلّ من نقص حقّ اللَّه من زکاة و صلاة و صوم فهو داخل تحت هذا الوعید. قال الحسن: المراد به المؤمنون و المعنی أ لیس یعلمون انّهم یبعثون فما عذرهم فی التّطفیف.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران