لغت نامه دهخدا
( قهراً ) قهراً. [ ق َ رَن ْ ] ( ع ق ) جبراً و اضطراراً. ( اقرب الموارد ). بزور. || با قوت و توانایی. || با زبردستی. ( ناظم الاطباء ).
( قهراً ) قهراً. [ ق َ رَن ْ ] ( ع ق ) جبراً و اضطراراً. ( اقرب الموارد ). بزور. || با قوت و توانایی. || با زبردستی. ( ناظم الاطباء ).
( قهراً ) (قَ رَ ) [ ع. ] (ق. ) از روی قهر، از روی اجبار.
از روی قهر با زبر دستی: توپها نصب نموده قهرا و جبرا قلعه را گرفت...
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 من به مهر، ار می شوم نزدیک دوست دوست از من می کند قهرا فرار