فرهنگ عمید
۱. کسی که با قلم کار کند.
۲. نویسنده.
۳. نقاش.
۱. کسی که با قلم کار کند.
۲. نویسنده.
۳. نقاش.
( صفت اسم ) آنکه با قلم کار کند چون خطاط نقاش نویسنده: شقایق کش لوح جام و سبو قلم دست طراحی رنگ و بو.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به استخون نرسد تا ز فقر تیغ ترا مکن چو نال قلم دست از آستین بیرون
💡 به آن خط بردی از اهل قلم دست نباشد آری انگشتان برابر
💡 پیکر آزادی و بار تحمل تهمتست یک قلم دست تهی میروید از اعضای سرو
💡 ای قلم دست خواجه را شایی که بر آن دست نامدار شوی
💡 زین پس عطارد ار بنهد دست بر قلم دست عطارد و قلمش خرد کنید
💡 درویش عشق را ز قلم دست کوته است مشق شکستگی ز نی بوریا کند