قلال

قلال

لغت نامه دهخدا

قلال. [ ق ُ ] ( ع ص ) کم و اندک. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). قلیل. ( اقرب الموارد ). ج، قُلُل. ( اقرب الموارد ). رجوع به قَلال شود.
قلال. [ ق ِ ] ( ع اِ ) چوب برپای کرده جهت واریج انگور. ( منتهی الارب ). الخشب المنصوبة للتعریش. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). رجوع به قلة شود. || ج ِ قُلّة. ( اقرب الموارد ).
قلال. [ ق َ ] ( ع ص ) اندک. ( منتهی الارب ). قلیل. ج، قُلُل. ( اقرب الموارد ). رجوع به قُلال شود.

فرهنگ عمید

= قله

دانشنامه عمومی

قلال ( به عربی: قلال ) یک شهرداری در الجزایر است که در استان سطیف واقع شده است.

جمله سازی با قلال

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فی قلال الجبال ارعی الوعولا یوم یأتیه مثل ما قال فردا

💡 از آن قبل که به چنگال دامنت دارد حروف اکثر قلال خیزد از قلاب

استیصال یعنی چه؟
استیصال یعنی چه؟
تازیانه یعنی چه؟
تازیانه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز